گلاب گیری کاشان
گزارش خطا

گلاب گیری کاشان

سفرنامه گلاب گیری کاشان

در راه بازگشت از ابیانه به کاشان بوی گل و گلاب ما را چنان مست و مدهوش میکند که مسیرمان را کج کرده و راه جنوب را در پیش میگیریم تا جایی که ناگهان خود را در آستانه ورودی قمصر و در حال عبور از کنار بزرگترین گلاب پاش ایران و تابلوی «به پایتخت گلاب ایران خوش آمدید» می یابیم. از همان لحظه ورود به شهر حال و هوای متفاوت شهر ما را شگفت زده میکند به هرجا که نظر می افکنیم کارگاههای ریز و درشت گلاب گیری می بینیم؛ توی پیاده روها، سر کوچه ها، داخل حیاط خانه ها … همه جا  پر است از ردیف گلهای محمدی چیده شده و دیگهای مسی گلاب گیری. شهر گویی یکپارچه کارخانه تولید گلاب است انگار اهالی این شهر جز گلاب و گلاب گیری هیچ کسب و کار دیگری ندارند و اگر کسی نداند حتما” فکر میکند مردم اینجا به جای آب گلاب مینوشند ولی ما خوب میدانیم که اینجا پایتخت گلاب ایران است و نابترین گلاب جهان در اینجا تولید و به همه دنیا صادر میشود. پس حتی اگر شغل همه اهالی این شهر گلاب گیری و همه خانه های شهر کارخانه تولید گلاب باشند، باز هم کم می آورند. آنقدر که گاهی اینجا و آنجا زمزمه هایی به گوش میرسد که قسمتی از این گلاب ها از کشور چین وارد و به اسم گلاب قمصر به فروش میرسد!!!

حالا میخواهیم سری بزنیم به یکی از این کارگاه های تولید گلاب تا مراحل ساخت آن را از نزدیک ببینیم. قبل از هرچیز باید بگویم که گلاب از گل محمدی تهیه میشود گلهایی که در گلزارهای اطراف شهر کاشت و در فصل گلاب گیری یعنی از اواسط اردیبهشت تا اواسط خرداد برداشت میشوند. چیدن گلهای زیبای محمدی آیین و مراسم خاصی دارد مثلا” اینکه باید صبح علی الطلوع کار چیدن را آغاز کرد تا گلاب حاصل، از مرغوبیت بیشتری برخوردار باشد و اینکه مردم اینجا کار چیدن گلها را با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد انجام میدهند چراکه این گل که یادآور نام پیامبر اسلام است در بین مسلمانان از تقدس و حرمت خاصی برخوردار است.

 در مرحله بعد گلها را با حدود دو یا دو نیم برابر آب مخلوط و داخل دیگهای مخصوص ریخته و کلاهک دیگ را روی آن قرار میدهند تا سنگینی کلاهک مانع از هدر رفتن بخار موجود شود. دیگها بر روی کوره ای از جنس آجر و سیمان که سوخت آن با نفت و گازوییل تأمین میشود قرار داده میشوند بعد از به جوش آمدن محتویات دیگ، بخار حاصل، از طریق لوله های آلومینیومی به پارچهای مسی که در حوضچه آب سرد قرار دارند هدایت میشود و عمل تقطیر در آنجا صورت میگیرد بعد از گذشت چند ساعت قطرات رخشان و معطر گلاب فضای پارچ را پر میکنند. حالا اگر به جای آب، گلها را با گلاب بیامیزند و همه مراحل قبل را تکرار کنند، گلاب اعلای دو آتشه ای بوجود می آید که اتفاقا” قیمتش هم دو آتشه است و عطر و بویش را که دیگر نگو! هوش از سر آدم میبرد. این گلاب همان گلابی است که خانه کعبه را با آن شستشو میدهند.

گلاب گیری به روش صنعتی هم از لحاظ مکانیسم عمل مشابه روش سنتی است یعنی همان عمل جوشاندن گل و آب و تقطیر. فقط شکل ظروف آن متفاوت است و از محفظه های غول پیکر استوانه ای با حجم بالا به جای دیگ و پارچ مسی استفاده میشود.

بعد از تماشای مراحل گلاب گیری که با توضیحات کامل متخصصین امر همراه است صاحب کارگاه از ما میخواهد تا دمی روی یکی از مخده های حیاط بیاساییم. بعد با یک سینی شربت گلاب زعفران از ما پذیرایی میکنند. بعد از نوشیدن شربت به کارگاه برمیگردیم و تا میتوانیم از گلاب و عرقیات موجود میخریم و صندوق عقب ماشین را تا خرخره پر میکنیم. مخصوصا” مادرم که ارادت زیادی به این عرقیات دارد و برای همه فامیل و اهل محل به رسم سوغات میخرد. بله اینها همه معجزه آن یک لیوان شربت گلاب زعفران است که اینجوری مشتریان را نمک گیر میکند.

قمصر را با همه زیباییهایش، با عطر گل و گلابش، با کوچه باغهای قشنگش، با کوههای دوروبرش و با آن هوای بهشتی در دل کویرش که آدم را انگشت به دهان میکند، ترک میکنیم و به سوی بهشتی دیگر در ۳۰ کیلومتری شمال غربی کاشان میشتابیم؛ بهشتی که عنوان «کهن باغ شهر ایران» را یدک میکشد.

اصلا” مگر میشود تا کاشان آمد و به نیاسر سری نزد همین جا باید اعلام کنم که بنده ارادت خاصی به این شهر دارم چراکه کهن ترین فامیل بنده با عمری قریب به دو هزار سال، (گوش شیطان کر) در صحت و سلامت کامل در این شهر به سر میبرد و از شما چه پنهان که بزرگترین هدف من از آمدن به نیاسر گرفتن حال و احوال از جد بزرگم بود. ولی قبل از آن بهتر است تا هوا تاریک و سردتر از این نشده، به ارتفاعات نیاسر برویم و سری به آبشار معروفش بزنیم.

باغهای پرگل و میوه با درختان بادام و گردو و آلو و زردآلو و پیرمردانی که سوار بر الاغ از باغها به خانه برمیگردند و تاتی تاتی کردن اشکان کوچولو در این کوچه باغها خاطراتی است که در ذهنم باقی مانده همانطور که ابیانه با بوی خاک باران خورده و قمصر با بوی گلاب نابش در خاطرم حک شد، نیاسر هم با جمله این تصاویر و عطر گلهای رز و همهمه شادی که در صدای شرشر آبشار گم شده بود، جاودانه گشت.

این کهن باغ شهر که در دل کوههای کرکس جا خوش کرده تمام موجودیتش را مدیون چشمه ای به نام «اسکندریه» است که آبشار و رودخانه و آبادانی شهر و سرسبزی و طراوت باغها و شادی مردم و همه و همه از آن سرچشمه میگیرد.

اسکندریه میجوشد و آبشاری چنین زیبا پدید می آید که میشود ساعتها پایش نشست و از خنکای قطرات آبی که در هوا پراکنده میشود لذت برد میشود ساعتها در سوراخهای غارمانند اطرافش قایم باشک بازی کرد از این کوه بالا رفت و از بام شهر به نظاره نشست و حسرت شیرجه زدن در حوضچه پای آبشار در این عصر خنک اردیبهشتی را خورد.

و حالا لحظه دیدار با جد بزرگ فرا میرسد دلم سخت میتپد از شوق دیدارش. بله دیدار با «چهارطاقی» نیاسر بنایی که قریب به دوهزار سال بر بلندای تپه ای گذر تاریخ را به نظاره نشسته؛ بنایی که اغلب آن را به آتشکده ساسانی نسبت میدهند.

گرچه آتشکده ها محلی برای حفظ و نگهداری آتش از گزند عوامل طبیعی چون باد و باران بوده اند و همچنین محلی برای عبادت نیاکان ما ولی این آتشکده با اعجازی که در ساختار خود دارد به نظر میرسد کاربردی فراتر از اینها داشته. متخصصین امر براین باورند که این بنا یک تقویم آفتابی تمام عیار به شمار میاید اگر به نحوه تابش اشعه خورشید در ایام سال و حتی ساعات روز دقت شود معلوم میشود که پرتوهای آفتاب به گونه ای خاص از میان پایه های بنا دیده میشود که هر کدام نشانگر ساعات معینی از روز یا فصل معینی از سال میباشد بنابراین میتوان این بنا را نوعی ساعت آفتابی یا حتی تقویم در نظر آورد و از این نظر این بنا نه تنها یک بنای مذهبی بلکه یک بنای علمی نیز به حساب می آید. ناگفته نماند که هم اکنون نیز نیاسر با آن آسمان پر ستاره کویری اش محل مناسبی برای رصد آسمان شب است و هرساله علاقه مندان به نجوم به اینجا می آیند و ضمن دیدار از بناهای تاریخی و طبیعت زیبای نیاسر تحقیقات خود را نیز دنبال میکنند.

ساخت این آتشکده را به «اردشیر بابکان» نسبت داده اند ولی عده ای نیز زمان ساختش را قبل از ساسانیان و مربوط به اشکانیان میدانند این آتشکده بنایی است چهارضلعی شبیه به ذوزنقه ای با اضلاعی به طول ۱۲ متر که در چهار طرف آن چهار دهنه قوسی مشابه وجود دارد چهار دیوار (طاق) در بالا توسط یک سقف گنبدی به هم میپیوندند.

بنا از قلوه سنگهایی ساخته شده که با ملات گچ به هم چسبیده اند شاید راز طول عمر بنا نیز سبکی ملات گچ بین سنگهای رسوبی باشد هر چه که هست این آتشکده سالمترین چهارطاقی موجود در ایران میباشد و شاید مهمترین آنها.

دل کندن از این مکان زیبا حقیقتا” دشوار است ولی دیگر هوا تاریک شده و باید هرچه زودتر به سوی «غار رئیس» برویم ولی وقتی میرسیم با دهنه بسته آن مواجه میشویم گویا به دلیل پاره ای تعمیرات فعلا” بازدید امکان پذیر نیست و ما حسابی دلمان میسوزد هرچند که حتی اگر صحبت تعمیرات هم در بین نبود بعید میدانستم که در این ساعت روز یا بهتر بگویم شب ما را به داخل غار راه میدادند. شاید جالب باشد که بدانید غار نیاسر یک غار طبیعی نیست بلکه غاری است دست ساز که بر اساس آثار و شواهد یافت شده از آن نظیر مجسمه و ظروف سفالین، ساخت آن را به دوره اشکانیان نسبت میدهند. ما که ندیدیم ولی کسانی که دیده اند میگویند غار دالانهای پیچ در پیچی دارد که در بعضی قسمتها آنقدر تنگ و تاریک میشود که باید به صورت سینه خیز پیش رفت! افسانه ای نیز در بین بومیان اینجا از گذشته های دور شایع است که سنگتراشی که غار را میکنده افسون شده و صدای تیشه اش تا ابد از درون غار شنیده میشود! از آنجاییکه ساخت چنین مکانی با امکانات ابتدایی آن زمان کاری بس دشوار بوده قطعا” انگیزه هایی فراتر از انگیزه های مادی باعث بوجود آمدن آن شده مورخین انگیزه های مذهبی را علت پیدایش چنین غاری میدانند در آن روزگاران که شمار زیادی از نیاکان ما پیرو آیین میتراییسم و مهرپرست بوده اند عبادتگاههای خود را درون غارهایی میساختند و جهت عبادت و ادای نذورات خود به آنجا میرفتند البته بعدها با پایان یافتن آیین مهرپرستی گویا غار تغییر کاربری داده و به عنوان پناهگاه نظامی استفاده میشده امیدوارم دفعه بعد که به نیاسر سفر کردم از این شاهکار باشکوه و اعجاب انگیز دیدن کنیم.

هوا کاملا” تاریک شده و ما در کنار باغ تالار نیاسر اتراق میکنیم تا شام بخوریم ولی سرما و نم نم باران لطیفی که روی سرمان میبارد ما را مجبور به ترک هرچه سریعتر نیاسر میکند پس زیر اندازمان را جمع و راهی کاشان میشویم اما باز در میانه راه با دیدن تابلوی «مشهد اردهال» یاد دوستی می افتیم که باید حتما” به سراغش برویم پس در این سکوت و تاریکی نرم و آهسته به سراغش میرویم … مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی او … و اینک ماییم که همه بر سنگ مزار شاعر بزرگ «سهراب سپهری» گرد آمده ایم تا به او بگوییم که چقدر یاد و نامش در خاطرمان جاودان است و چقدر خواندن و گوش سپردن به «صدای پای آب»ش دل انگیز است.

VN:F [1.9.16_1159]
مفید بودن اطلاعات
صحت اطلاعات
زیبایی تصاویر
نگارش ساده و گویا
حجم مناسب مطلب
امتیاز: 4.4 از 5 (از مجموع 1 رای داده شده)

لیست محصولات

ردیف نام محصول نوع محصول توضیح قیمت





بدون نظر

مطالب مرتبط

مطالب پیشنهادی