سفرنامه کاشان
گزارش خطا

سفرنامه کاشان

سفرنامه کاشان

در ادامه سفرمان به شهری میرسیم که نامش به قالی هزار رنگش با آن طرح و نقشهای بدیع و دلفریب گره خورده! و البته یاد سهراب و شعرهایش و کمال الملک و نقاشیهایش و باز بوی گل و گلابش همچنان با ماست. با خودم فکر میکنم تار و پود این شهر باید از جنس شعر و هنر و موسیقی و گل باشد ولی همینکه وارد شهر میشوم و جز میادین و بلوارهای خشک و لم یزرع چیزی نمیبینم بلافاصله یاد عقربهای گزنده اش می افتم که شهرتی جهانی دارند و همه آن طرحهای گل و بلبل روی قالی از ذهنم محو و جایشان را به کژدمهای کشنده میدهند. این تصاویر نیز چندان در ذهنم دوام نمی آورند چراکه در همان ساعات اولیه گردش در شهر، نظرم به کل راجعبش عوض میشود و آن را بسیار زیباتر و عمیقتر از آنچه تصور میکردم میابم. اینجاست که می آموزم هیچگاه راجع به چیزی یا کسی در اولین نگاه قضاوت نکنم. اگر بخواهم شهر کاشان را در یک کلام توصیف کنم باید بگویم باطنش بسیار زیباتر از ظاهرش است. واضحتر بگویم هرچه که در شهر میگردیم و در عمق و اندرون آن کنکاش میکنیم هزارهزار دریچه از هنر و زیبایی به رویمان گشوده میشود و درمانده میشویم در انتخاب اینهمه شاهکار! پس به ناچار مشتی از آن برمیداریم و در کوله بارمان میریزیم تا نمونه ای از خروار باشد. حالا اگر موافقید همراه من بیایید تا فصلی دیگر از کتاب تاریخ پرشکوه سرزمینمان را ورق بزنیم و قصه های تلخ و شیرینش را مرور کنیم.

گمان نمیکنم کسی تا بحال به کاشان آمده باشد و از شاخصه اصلی شهر یعنی «باغ فین» دیدن نکرده باشد باغی که به سبب زیباییها و شگفتیهایش در سال  ۱۳۸۹ به ثبت جهانی رسید و نامش در کنار هفت باغ مشهور ایرانی جاودانه شد. این باغ شامل محدوده ۲۳ هزار مترمربعی است با حیاطی مرکزی و عمارتهایی در اطراف که برج و بارویی بلند آن را فراگرفته.

شالوده اصلی باغ فین را به شاه عباس صفوی نسبت میدهند که بعدها توسط جانشینانش کامل و هربار چیزی به آن افزوده شده این ساخت و سازها تا دوران قاجار و پادشاهی فتحعلیشاه نیز ادامه داشته ولی مرمت و بازسازی نهایی آن در دوران پهلوی صورت گرفته و از آن دوران باغ به شکل کنونی اش که اوج زیبایی آن نیز میباشد، درآمده.

گرچه کوشکها و عمارتهای باغ با آن نقش و نگاره ها، با آن شیشه و آینه کاریها با مقرنس و گچبریهای داخلی، منظره بسیار دل انگیزی را در مقابل دیدگان میگشایند ولی آنچه این باغ را از سایر باغهای ایرانی متمایز میکند، نه درختان و نه عمارتها و نه حتی قدمت چندصدساله اش نست. چیزی که باغ فین را در زمره آثار جهانی قرار داده، سیستم آبرسانی منحصر بفردش میباشد که حاصل نبوغ و ذکاوت نابغه بزرگ ریاضی غیاث الدین جمشید کاشانی است هرچند برخی افراد محاسبات و طراحی آن را به شیخ بهایی نسبت میدهند.

وجود چنین باغ بهشتی در قلب کویری چنین تفتیده شاید چیزی شبیه به معجزه باشد. با دیدن جوش و خروش آب از دل فواره های باغ و حس طراوت و خنکای آن اولین سئوالی که ذهن هر گردشگری را به خود مشغول میکند این است که به راستی اینهمه طراوت چگونه از سینه سوزان کویر میجوشد؟

باغ که سهل است تمام شهر، اصلا” تمدن چندهزار ساله سیلک، ای بسا تمام موجودیتش را از همین چشمه ای دارد که امروز ما از شنیدن صدای شرشرش به وجد آمده ایم. در افسانه ها آمده که روزی سلیمان نبی از بیابانی خشک عبور میکرد که عصایش را بر زمین کوفت و از آن نقطه چشمه ای جوشید و روان گشت و از این رو چشمه «سلیمانیه» نام گرفت اما روایت دیگری میگوید که چشمه، از آن جهت سلیمانیه نام گرفت که شاه سلیمان صفوی صفه ای را دور آن بنا نهاد و چشمه به نام او شهرت یافت.

آب حیاتی ترین و اساسی ترین عنصر باغ است که به اشکال گوناگون در باغ جریان دارد در حوضی راکد است و در دیگری از تک فواره شترگلوی وسط حوض میجوشد و در حوض دیگری که ۱۳۰ فواره دارد یک در میان از فواره ها میجوشد و مکش میشود و در نهایت نه آبی از حوض خارج و نه وارد میشود. از این سیستم، پترکبیر در آبرسانی باغ فواره های سنت پترزبورگ بهره گرفته است.

بعد از آب شاید درختان باغ مهمترین عنصر حیات باشند و عامل شادابی و سرزندگی. سروها و چنارهایی که قدمت برخی از آنها تا چهارصد سال نیز میرسد. متاسفانه در سالهای اخیر به دلیل سوء مدیریت مسئولین سلامت درختان باغ به خطر افتاده و درختان یکی پس از دیگری طعمه آفات شده اند و رنگشان به زردی گراییده.

بعد از باغ و درختان و سیستم آبرسانی غرورانگیز آن، نوبت به سرک کشیدن به دالانهای تاریخ است این باغ با همه زیبایی و طراوت بهشتی اش یادآور یکی از تلخ ترین وقایع تاریخ است. این باغ محل تبعید امیرکبیر، وزیر لایق ناصرالدین شاه قاجار بود که به دستور شاه به قتل رسید. همه ما این قصه تلخ را بارها و بارها خوانده و یا شنیده ایم و برای وزیر لایق شاه، دل سوزانده ایم شاید برای همین است که وقتی وارد حمام میشویم بغضی گلویمان را میفشارد و غمی عمیق وجودمان را فرا میگیرد. سکوت توام با احترام بازدیدکننده ها بر فضای معنوی حمام می افزاید. اینجا لب پاشویه این حوض دقیقا” جایی است که رگ دستان مردی به وسعت امیرکبیر که تاریخ کمتر کسی به کفایت و شجاعت و ذکاوت او دیده، بریده شد. در فاصله اندکی ماکتهای آنها را گذاشته اند که دلاک، در حضور میرغضب مشغول بریدن رگ دست امیر میباشد و چه قصه تلخ و غم انگیزی در دالانهای تاریخ نهفته است! چه بسا که امروز باغ شهرتش را مدیون همین واقعه تلخ باشد.

از فین خارج و به بافت تاریخی شهر میرویم تا باز سرکی بکشیم به خانه هایی که امروز درشان به روی هر گردشگری باز است. از آنجا که قالی کاشان برای قرنها از شهرت جهانی برخوردار بوده طبیعی است که شهر تجار بسیار داشته که قالی کاشان را به همه دنیا صادر میکردند و این تجار بزرگ برای خود خانه های مجللی ساخته اند که  هر کدامشان بسان قالی کاشان، هزار نقش و نگاره را در خود جای داده. خانه عباسیان اولین جایی است که میرویم و مات و مبهوت از اینهمه زیبایی دیوارها و پنجره ها و آینه کاریها و مقرنس و گچبریها میشویم.

خانه های تاریخی کاشان که تعدادشان هم بسیار زیاد است گرچه در شکل ظاهری متفاوتند ولی تقریبا” در کلیات مشترکند هرکدام چند حیاط مرکزی دارند با عمارتی دورتادور آن.

هیچکدام از این خانه ها از بیرون یعنی از کوچه و خیابان به داخل دید ندارند و شاید لحظه ورود اصلا” گمان نرود که چنین کاخهای مجللی چنین مهجور و سر به زیر و بی هیچ ادعایی در این کوچه های تنگ و باریک وجود داشته باشند. این موضوع شاید نشان از تواضع صاحبان خانه داشته که نمیخواسته اند ثروت و مکنت خود را به رخ سایرین بکشند و صدالبته که مسئله حجاب زنان خانه هم در معماری خانه ها نقش مهمی داشته چراکه خانه ها همگی مربوط به دوران قاجارند یعنی روزگاری که زنان هنوز مجبور بوده اند با چادر و پیچه به بیرون بیایند و حتی چهره خود را نیز از نامحرم بپوشانند. گویا صاحبان خانه درون گرایی و پیرایش باطن را بر ظاهرسازی ارجح میدانستند. نقطه مشترک دیگر خانه ها حیاطهای اندرونی و بیرونی خانه هاست یکی برای اهل خانه و دیگری برای میهمانان.

اتاقهای خدمه خانه و مطبخ و انباری و … نیز از محل زندگی ساکنین خانه جدا بوده که الان بخشهای مربوطه تبدیل به موزه مردم شناسی شده.

خانه طباطباییها یکی دیگر از این خانه های مجلل است که تا حدود زیادی شبیه به خانه عباسیان است باز همان آینه کاریها مقرنس کاریها و در و پنجره های زیبا و خیره کننده.

خانه ها همه دارای حیاط مرکزی با باغچه های پرگل و درخت میباشند که دورتادور آن را عمارتی با اتاقهای فراوان در برگرفته اتاقهای بهاره و تابستانه و زمستانه هریک با معماری و سبک و سیاق خاص که در فصل مورد نظر، مورد استفاده واقع میشده. همچنین تالار پذیرایی بزرگ جهت میهمانیها و جشنها و عزاداریها و …

در بین خانه های تاریخی، خانه بروجردیها از شهرت خاصی برخوردار است چرا که قصه عاشقانه ای را در خود نهفته. همان قصه ای که باعث پیدایش تاج محل در هندوستان شده.

قصه از این قرار است که پسر بروجردیها که از تجار معروف شهر بودند روزی دختر زیبای طباطباییها را میبیند و یک دل نه صد دل عاشق او میشود و وقتی دختر را از پدر خواستگاری میکند پدر عروس خانم (که از خانه اش دیدن کردیم ) میگوید که چون دخترش در خانه ای مجلل و در ناز و نعمت بزرگ شده، باید در خانه همسرش نیز از چنین نعمتی برخوردار باشد.

و اینجاست که بلافاصله مراحل ساخت خانه آغاز میشود و با تلاش و پشتکار شبانه روزی جوان عاشق پیشه پس از چند سال این خانه زیبا پدیدار میشود اینها همه از معجزات و برکات عشقند به راستی که وقتی عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می آورد.

در این اندیشه ام که اگر امروز هم پدران چنین شروطی برای ازدواج دخترانشان بگذارند، ده سال بعد همه شهرهای ایران پر میشود از این خانه های تاریخی زیبا ولی چشمم آب نمیخورد که پسران امروزی چنین شروطی را بپذیرند. همینطوری هم همه دارند از ازدواج و تشکیل خانواده فرار میکنند چه برسد به اینکه پای چنین شروطی هم در میان باشد آنوقت دیگر اساسا” عطای ازدواج را به لقایش خواهند بخشید!

در این خانه آنقدر ظرافت و هنر و زیبایی نهفته است که نمیدانم از کدام عکس بگیرم و کدامیک را شرح دهم.

و اما حالا میخواهم شما را با خودم به کهن ترین تمدن بشری ببرم به قدیمیترین خاستگاه بشر! آنجا که برای نخستین بار انسان غارنشین زندگی شهرنشینی را تجربه کرد و همزیستی مسالمت آمیز با همنوع را آغاز نمود «تپه های سیلک» نخستین خاستگاه تمدن بشری جایی در همین حوالی است.

این تپه ها تا سال ۱۳۱۰ در هاله ای از ابهام فرو رفته بودند و در بین اهالی روستاهای مجاور به عنوان شهر نفرین شده معروف بودند؛ مکانی مرموز با افسانه هایی عجیب و غریب در دلشان. هیچکس خبر نداشت که در دل این تپه های به ظاهر خشک نفرین شده چه گنجینه عظیمی نهفته است. تا زمانیکه رومن گیرشمن برای انجام عملیات کاوش به ایران دعوت شد و حاصل تلاشهای او کشف گنجینه عظیمی به نام تمدن سیلک بود که تاریخ ایران را تا دوهزار سال به عقب برد و بر غرور ملی ما ایرانیان افزود.

در این کاوشها تعداد زیادی ظروف و عتیقه جات و حتی چند جسد از زیر خاک به دست آمد که قسمتی از آنها در موزه سیلک و موزه ایران باستان نگهداری میشود .

همچنین قدیمیترین زیگورات جهان نیز در سیلک کشف شد و نیز دو گورستان که هرکدام بالغ بر سه هزار سال قدمت دارند که البته هردوی آنها فعلا” تغییر کاربری داده اند یکی به بلوار تبدیل شده و دیگری به باغ! و امروز از پیکر آن نیاکان که هفت هزار سال قبل اولین تمدن شهرنشینی را پدید آوردند درختانی سرسبز روییده و اینگونه حیاتی دیگر در کالبدی نو پدید آمده و زندگی همچنان جاریست.

منبع: m4taghi.blogfa.com

VN:F [1.9.16_1159]
مفید بودن اطلاعات
صحت اطلاعات
زیبایی تصاویر
نگارش ساده و گویا
حجم مناسب مطلب
امتیاز: 0.0 از 5 (از مجموع 0 رای داده شده)

لیست محصولات

ردیف نام محصول نوع محصول توضیح قیمت





بدون نظر

مطالب مرتبط

مطالب پیشنهادی