سفرنامه خراسان جنوبی قسمت سوم : روستای چنشت
گزارش خطا

سفرنامه خراسان جنوبی قسمت سوم : روستای چنشت

سفرنامه خراسان جنوبی قسمت سوم : روستای چنشت

 

 

حوالی ظهر ماخونیک را ترک و راهی بیرجند میشویم اما در راه بازگشت، پس از عبور از «سربیشه» و «مود» جاده ای رو به جنوب را به سوی «نهارجان» درپیش گرفته و در مسیری کوهستانی و بسیار پرپیچ و خم پیش میرویم تا از یکی دیگر از جاذبه های گردشگری خراسان جنوبی دیدن کنیم. اینبار نیز قرعه به نام روستایی دیگر افتاده؛ روستایی زیبا با حال و هوایی خاص که چون نگینی در میان رشته کوه «باقران» میدرخشد و ما برای کشف این بهشت پنهان، راهی جاده ای پیچ درپیچ شده ایم و بالاخره در یک بعد ازظهر سرد بهاری به «چنشت» میرسیم.

 

اینجا چنشت است روستایی خوش آب و هوا که در میان باغات و مزارع سرسبز در دل کوهستان جا خوش کرده؛ جایی که طبیعت و تاریخ و فرهنگ مردمانش دست در دست هم داده اند تا چنشت را به یکی از روستاهای گردشگری ایران بدل کنند.

 در مورد وجه تسمیه چنشت دو روایت متفاوت موجود است؛ عده ای میگویند این روستا به دلیل وجود چهار رودخانه (شط) به چندشط معروف بوده که بعدها واژه چندشط به چنشت تغییر نام یافته و عده ای نیز معتقدند که ازآنجاییکه چنشت آب و هوا و طبیعتی بسیار مطبوع و سرشار از طراوت داشته، آن را بر وزن نام بهشت، چنشت نام نهاده اند.

 http://s5.picofile.com/file/8152602300/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC47.jpg

همینکه به چنشت میرسیم طبیعتی بسیار زیبا و چشم نواز انتظارمان را میکشد و خانه های روستایی با آن معماری کوهستانی هوس برانگیزشان باز مرا به سوی خود میخوانند. البته خانه هایی نیز با شکل و شمایل امروزی که از آجر و سیمان و آهن ساخته شده اند در بافت جدید روستا به چشم میخورند ولی همانها نیز ویژگیهای خاص و منحصر بفردی دارند که چنشت را از سایر روستاهایی که تاکنون دیده ایم متمایز میکنند.

 http://s5.picofile.com/file/8152602592/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC55.jpg

اولین چیزی که پس از ورود به روستا چشممان را میگیرد، رنگهای شادی است که در سرتاسر روستا جریان دارد. بیخود نیست که اینجا را سرزمین رنگها نام نهاده اند. این رنگهای شاد را چه در لباس آدمها و چه در ساختار خانه ها میتوان به وضوح دید؛ رنگ آبی و سبز و سبزآبی درخشانی که دروپنجره همه خانه های چنشت با آن نقاشی شده اند؛ رنگی بسیار براق و شاد آنقدر که با دیدنش حس آرامش و شعف توأمان به آدم دست میدهد.

 http://s5.picofile.com/file/8152602626/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC57.jpg

برخلاف ماخونیک که در آن هیچ اثری از سبزینگی و دارودرخت نبود اطراف چنشت را تا دلتان بخواهد باغ و طبیعت زنده فراگرفته که گرچه درختانش در این فصل سال هنوز از خواب زمستانه بیدار نشده اند ولی همان درختان خواب آلود که دارند آخرین خمیازه های ناشی از خواب سنگین زمستانه را میکشند، فضایی مفرح و دل نشین پدید آورده اند

 و ما در این بعد از ظهر سرد بهاری کوچه پسکوچه های روستا را زیر قدمهایمان میگیریم تا با زندگی مردمان این دیار از نزدیک آشنا شویم. در ساختار همه خانه های روستا از خشت و سنگ و چوب و شاخه درختان استفاده شده و به جز درو پنجره های فلزی آنها همه عناصر موجود در خانه ها از طبیعت گرفته شده.

http://s5.picofile.com/file/8152602600/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC56.jpg

اما آنچه این روستا را از سایر روستاهای مشابه متمایز میکند و هویتی منحصربفرد به آن میبخشد رنگ آبی و سبزی است که در سرتاسر آن حاکم است و نقوشی چون پرنده و گل و گلدان که بر روی بیشتر درب خانه ها به چشم میخورد و عجین بودن مردم این دیار با طبیعت را یادآور میشود. اینطور به نظر میرسد که رنگ آبی و سبز در باور این مردمان از تقدسی ماورایی برخوردار است!

 علاوه بر رنگهای شاد درو پنجره های خانه ها یکی دیگر از المانهایی که به تنوع رنگ در روستا کمک کرده رنگ و طرح لباس بانوان روستاست.

 از قرار معلوم لباس بانوان این روستا به عنوان یک جاذبه ارزشمند گردشگری به حساب می آید. این لباس شامل پیراهنی با دامن چین دار و شلواری از همان پارچه و چارقدی گلدار است. جالب اینجاست که رنگ لباسها هم اغلب آبی و سبز و البته قرمز و با طرحهایی از گل و بوته است. البته لباس سنتی و مجلسی بانوان که اغلب در مراسم جشن و عروسی استفاده میشود بسیار فاخرتر از این لباسهای خانگی و مزین به انواع هنرهای دستی ازجمله نقره دوزی، گلدوزی، پولک دوزی، سکه دوزی و… است این لباس شامل کلاهی فاخر است که دورتادورش سکه دوزی شده.

 http://s5.picofile.com/file/8152602718/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC60.jpg

از بخت بد ما در این وقت روز و این هوای سرد، زنان روستا از خانه هایشان بیرون نمی آیند تا بتوانیم از لباسهای قشنگشان عکسی بگیرم و آنهایی هم که بیرون نشسته اند وقتی که به سراغشان میرویم و از آنها اجازه عکاسی میگیریم چادرهایشان را روی صورت خود میکشند و صورت و لباس قشنگشان را به زیر چادر پنهان میکنند.

http://s5.picofile.com/file/8152602668/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC58.jpg

خوشبختانه در ورودی روستا جلوی درب بعضی خانه ها چند دست لباس از بند رخت آویزان شده که به گمانم برای فروش یا کرایه دادن به گردشگران میباشد. بنده هم از فرصت استفاده کرده و از آنها عکسی میگیرم.

 بانوان روستا علاوه بر دوخت چنین لباسهای سنتی زیبایی در هنرهایی چون قالی بافی، ریسندگی، گیوه بافی و بافت سبد و زیلو و جاجیم نیز ید طولایی دارند.

http://s5.picofile.com/file/8152602692/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC59.jpg

 اما مردان روستا اغلب لباسی معمولی برتن دارند ولی گویا در گذشته لباس مردان روستا نیز شامل یک بالاپوش بلند و کلاه و شال مخصوص بوده که امروز این لباس را جز بر تن عده ای از پیرمردان روستا نمیتوان دید. شغل اغلب روستاییان دامپروری و کشاورزی است.

 علاوه بر صنایع دستی که سوغات به یادماندنی روستا به حساب می آید، محصولاتی چون زعفران، کشک، خشکبار، انواع داروهای گیاهی، گردو، بادام و… هم از سوغات ارزشمند روستاست که اغلب خانواده ها با فروش آنها امرار معاش میکنند.

 http://s5.picofile.com/file/8152602576/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC54.jpg

پس از گذر از کوچه پسکوچه ها و کوچه باغها، به سمت ارتفاعات روستا پیش میرویم جایی که دارو درخت فراوان و قناتی که آب خنکش پای آنها میدود باعث بوجود آمدن فضایی دلچسب و مفرح گشته. همانجا کنار قنات اتراق میکنیم و آتش می افروزیم و بساط ناهار را ردیف میکنیم ناهار که چه عرض کنم ساعت حدود پنج بعد از ظهر است و باید اسم این وعده غذا را شام بگذاریم

 http://s5.picofile.com/file/8152602334/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC48.jpg

بعد از صرف ناهار و اندکی استراحت، مسیر رفته را به سوی روستا برمیگردیم و راهی غار چنشت میشویم.

 http://s5.picofile.com/file/8152602368/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC49.jpg

اینجا غار چنشت است که در شمال روستا و در دل کوهی صخره ای واقع شده پس برای رسیدن به دهانه غار باید کمی کوهنوردی کرد که البته صعود در این مسیر به واسطه پلکانی بودن آن چندان دشوار نیست. در دهانه غار هم اتاقکی ساخته شده که از همان پایین قابل رویت است. این غار کوچک و معمولی که به ظاهر هیچ شاخصه خاصی ندارد تا دلتان بخواهد افسانه و قصه هایی رمزآلود و اسرارآمیز در دل خود جای داده.

 http://s5.picofile.com/file/8152602418/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC50.jpg

برخی از اهالی روستا بر این باورند که این غار را انتهایی نیست البته نه اینکه نباشد ولی خدا میداند که انتهایش سر از کدام کشور در کدام قاره درمی آورد ولی کارشناسان درازای غار را شصت متر برآورد کرده اند البته با یک نگاه گذرا به داخل غار میتوان دریافت که ورود به غار و پیمودن همین شصت متر هم کار حضرت فیل است چراکه علاوه بر تاریکی غار، معبر آن بسیار باریک است و باید افتان و خیزان طی طریق نمود.

 http://s5.picofile.com/file/8152602500/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC52.jpg

اما آنچه که این غار به ظاهر معمولی را از سایر غارها جدا میکند و تقدسی خاص به آن میبخشد واقعه تاریخی تلخ و دردناکی است که در آن رخ داده. ماجرا از این قرار بوده که حدود هزار سال قبل سید حامد علوی و دو تن از فرزندانش که از نوادگان امام جعفرصادق(ع) بوده اند ناگزیر به این غار پناه آورده بودند که سرانجام محل اختفایشان توسط سربازان حکومت عباسی کشف و آنها به دست عمال خلیفه در داخل غار کشته  شده اند. سالها بعد در سال ۶۱۴ قمری این غار، توسط «سیدمحمد مشعشع» کشف شده و ایشان باقیمانده اجساد سیدحامد علوی و فرزندانش را در این غار می یابند. سپس اجساد در ارتفاعات همان حوالی به خاک سپرده میشوند و در همان محل زیارتگاهی کوچک برایشان ساخته میشود که این زیارتگاه  همچنان پابرجاست با این تفاوت که در طی این چند قرن دستخوش تحول بسیار واقع شده و گرچه از شکل قدیمی و نوستالژیک خود خارج شده ولی همچنان در بین اهالی منطقه زیارتگاهی مقدس محسوب میشود.

 http://s5.picofile.com/file/8152602484/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC51.jpg

اما غار دیگری نیز در چنشت وجود دارد که به غار «چهل چاه» معروف است این غار شاید از غار قبلی هم پررمزو رازتر باشد چرا که آثار حیات انسانها از پنج هزار سال پیش تا قرون پس از اسلام در آن یافت شده. گفته میشود که در دل این غار اسرارآمیز قسمتهایی از بافت مسکونی خانه ها و اشیای قدیمی چون ظروف سفالین، همچنین اسکلت انسان یافت شده. عده ای معتقدند که قرنها قبل بر اثر زمین لرزه ای مهیب، دو کوه مجاور به هم چسبیده و آنچه از خانه ها و سکنه شان بوده را در خود فروبرده و بلعیده اند. عده ای نیز بر این باورند که عده ای از مومنان از دست دشمنانشان به این غار پناه برده اند که بعد از شناسایی، دشمنان در غار را گل گرفته و آن افراد بینوا در غار مدفون و به عبارتی زنده به گور شده اند. هرچه که هست وجود چهارده اسکلت موجود در غار و اشیای تاریخی یافت شده در آن را نمیتوان کتمان کرد. حال آنکه این افراد چه کسانی بوده و چرا به چنین سرنوشت غم انگیزی دچار شده اند کسی به یقین نمیداند.

در حال حاضر سازمان گردشگری دهنه این غار را مسدود نموده و اجازه ورود گردشگران را به داخل آن نمیدهد و ظاهرا” اینطور وانمود میشود که کارشناسان در حال بررسی و تحقیق بیشتر در غار میباشند.

http://s5.picofile.com/file/8152602534/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AC53.jpg

گشت ما در چنشت نیز با زیارت بقعه سیدحامد علوی و فرزندانش به پایان میرسد. خورشید کم کم خود را در زیر کوههای باقران پنهان میکند و ما باید هرچه زودتر سرزمین رنگها، چنشت زیبا و فراموش نشدنی را ترک کنیم چراکه تا بیرجند هنوز شصت کیلومتر راه باقیست و باید تا به تاریکی نخورده ایم این جاده پرپیچ و خم کوهستانی را رد کنیم.

قسمت چهارم سفرنامه

منبع: m4taghi.blogfa.com

نویسنده: خانم مهتاب چهارطاقی

VN:F [1.9.16_1159]
مفید بودن اطلاعات
صحت اطلاعات
زیبایی تصاویر
نگارش ساده و گویا
حجم مناسب مطلب
امتیاز: 0.0 از 5 (از مجموع 0 رای داده شده)

لیست محصولات

ردیف نام محصول نوع محصول توضیح قیمت





بدون نظر

مطالب مرتبط

مطالب پیشنهادی